یه آسمون آبی ابری که می‌خواد بارون بگیره.

هوای خنک و دلخواه، بوی پاییز، سرما، بستنی لیوانی، چای تلخ و تقریباً تموم کردن کار سختی که مدت‌ها درگیرش بودم، بهم انرژی داد. کتاب داستانی که برای خودم تعریف کردم و برای پسر همسایه خوندم حالمو بهتر کرد چون بدون لکنت براش خوندم. هوس بستنی کردم و تو یخچال بود. تنهایی و خلوت کردن و فکر کردن به آینده و اتفاقات خوبش حالمو خوب کرد. خرید کردن و دادن کتونی به خشکشویی و بدون لکنت صحبت کردن حالمو خوب کرد.

همه اینا با هوای دلخواهم شروع شد. بعد کتاب داستان و بعد کار سخته و بعد بستنی و خشکشویی و... . به نظرم یه وقتایی خدا بهمون فرصت می‌ده تا به اطرافمون بیشتر توجه کنیمو حالمون رو خوب نگه داریم؛ فرصتیه برای ماها که اون روز رو با تجربه کردن اتفاقات خوب، کمتر درگیر لکنت باشیم و هی اتفاقات خوب رو پشت‌سرهم تجربه کنیم. انرژی می‌گیریم و انرژی می‌دیم. 💙

حال تو چطور بود؟ چیا اینجوری انقدر حالتو خوب می‌کنن؟! برام بنویس.

المیرا میرزاپور
نویسنده

المیرا میرزاپور

نویسنده مهمان

می‌شه با لکنت زندگی کرد و موفق شد.

مطالب مرتبط

* * *

اپلیکیشن صدا روی گوشی موبایل

صدا، ساخته شده برای تو

گفتاردرمانی.. مدرن و سرگرم کننده همه در یک اپلیکیشن.

گفتاردرمانگر هستید؟

در پنل صدا می‌توانید برای هر مراجع یک مسیر درمانی اختصاصی طراحی کنید، از تمرین‌های روزانه‌شان گزارش دقیق بگیرید و درمان آنلاین لکنت مؤثرتری ارائه دهید.